|
|
|
|
|
هوش بالای یک میمون در به خاطر سپردن ترتیب اعداد
(( |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 1 قبل از ظهر توسط علی آریادوست
|
|
||
|
|
|
|
|
آشنایی با سری فیبوناچی به خصوص در طبيعت
باورکردنی نیست اما در سال 1202 لئونارد فیبوناچی (Leonardo Fibonacci) توانست به یک سری از اعداد دست پیدا کند که بعدها بعنوان پایه برای بسیاری از رابطه های فیزیک و ریاضی استفاده شد، کافی است از عدد صفر و یک شروع کنید. آنها را کنار هم بگذارید و عدد بعدی را از جمع کردن دو عدد قبل بدست آورید، بسادگی به این رشته از اعداد خواهید رسید :
1,1,2,3,5,8,13,21,34,55,89,144, ...
البته برخی از ریاضی دانان عدد صفر را جزو رشته فیبوناچی نمی دانند و یا حداقل آنرا جمله صفرم سری می دانند. نکته ای که تعجب برانگیز است آنکه اگر از عدد سوم نسبت اعداد این سری را به عدد قبلی حساب کنیم خواهیم داشت : 1/1, 2/1, 3/2, 5/3, 8/5, 13/8, 21/13, 34/21, 55/34, 89/55, 144/89, ... و یا : 1, 2, 1.5, 1,666, 1.6, 1,625, 1.6153, 1.6190, 1.6176, 1.6181, 1.6179و ... بله بنظر می رسد که این رشته به سمت همان عدد طلایی معروف میل میکند. بگونه ای که اگر نرخ عدد چهلم این رشته را به عدد قبلی حساب کنیم به عدد 1.618033988749895 می رسیم که با تقریب 14 رقم اعشار نسبت طلایی را نشان می دهد. fn = Phi n / 5½ که در آن Phi عدد طلایی میباشد. البته فرمول های دقیق دیگری وجود دارند که اعداد سری و یا اعداد بعدی (Successor) این سری را نمایش می دهند که دراین مطلب به آن نخواهیم پرداخت. معمای زاد و ولد (سافلاكو)خرگوش!
در واقع فیبوناچی در سال 1202 به مسئله عجیبی علاقمند شد. او می خواست بداند اگر یک جفت خرگوش نر و ماده داشته باشد و رفتاری برای زاد و ولد آنها تعریف کند در نهایت نتیجه چگونه خواهد شد. فرضیات اینگونه بود : به شکل زیر نگاه کنید و ببینید که به چه زیبایی از کنار هم قرار دادن تعدادی مربع می توان رشته فیبو ناچی را بصورت هندسی نمایش داد. حال اگر در هر یک از این مربع ها از نقاط قرمز ربع دایره هایی رسم کنیم در نهایب به نوعی از مارپیچ حلزونی شکل می رسیم که به مارپیچ فیبوناچی (Fibonacci Spiral) معروف می باشد. بدیهی است که نرخ رشد و باز شدن این مارپیچ متناسب با نرخ بزرگ شدن اعداد در سری فیبوناچی می باشد.
سری فیبوناچی چه در ریاضیات چه در فیزک و علوم طبیعی کاربردهای بسیار دیگری دارد، ارتباط زیبای فاصله های خوش صدا در موسیقی، چگونگی تولد یک کهکشان و ... که کاربرد این سری جادویی را بیش از پیش نشان می دهد. |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 11 بعد از ظهر توسط علی آریادوست
|
|
||
|
|
|
|
|
یک زن ماهیگیر در مالزی یک نوع کوسه صید کرده است که دارای اندامی به شکل پا می باشد. بنا بر گفته اساتید دانشگاه USM در مالزی این اولین بار است که این گونه ماهی در آبهای مالزی یافت شده است. این امکان وجود دارد که این ماهی از جای دیگری به آبهای مالزی آمده باشد. وزن این ماهی ۱.۷ کیلوگرم می باشد. ( منبع )
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386ساعت 11 بعد از ظهر توسط علی آریادوست
|
|
||
|
|
|
|
|
در صفحه ي 53 زيست سال سوم در بحث مقايسه ي مغز مهره داران اسمي از پريمات ها برده شده و در زير نويس نام لمور ذكر گرديده و دانش آموزان كه با توجه به نقص كتاب هاي زيست ، رده بندي را نخوانده اند سردرگم مي شوند.آنان خواستار توضيحات بيش تري راجع به پريمات ها و اين كه لمور چگونه موجودي است مي شوند.آنچه به اختصار در ذيل مي آيد به منظور روشن شدن بحث است. در اولين سطح رده بندي موجودات زنده را به 5 گروه تقسيم مي كنند.به موجب قرارداد نام اولين سطح رده بندي را فرمانرو يا سلسله مي گويند.براين اساس موجودات زنده در اولين سطح رده بندي به فرمانروي باكتري ها ، آغازيان ، قارچ ها ، گياهان و جانوران رده بندي مي شوند.اگر هر يك از اين گروه هاي بزرگ را به گروه هاي كوچكتر تقسيم كنيم به دومين سطح رده بندي مي رسيم كه نام آن شاخه است. سومين سطح رده بندي را رده ، چهارمين را راسته و سطوح بعدي را به ترتيب تيره ، جنس(سرده) و گونه مي گويند. حال جايگاه انسان در سطوح رده بندي چنين است: فرمانرو جانوران – شاخه مهره داران – رده پستانداران – راسته نخستيان(پريمات ها) – تيره انسان نماها – جنس يا سرده انسان ها(Homo) – گونه بخرد(sapiens) پريمات ها را به سه دسته تقسيم مي كنند كه عبارتند از لمورها ، ميمون ها و آدميان. لمورها ابتدايي ترين نخستي ها هستند.آنها جانوراني كوچك و ترسو بوده و دم درازي دارند.لكورها مانند ميمون ها همه چيز خوارند و بر روي درختان در جنگل هاي ماداگاسكار زندگي مي كنند. ميمون ها خود به دو دسته ي كوچكتر دم دار و بي دم تقسيم مي شوند.ميمون هاي دم دار از نظر طرز زندگي پيشرفته تر از لمورها هستند. بوزينه و ميمون عنكبوتي نمونه هايي از اين گروه هستند.در ميمون هاي بي دم دست ها درازتر از پاهاست ولي پاها براي گرفتن اشيا مناسب است.ژيبون ، اورانگوتان ، شمپانزه و گوريل از ميمون هاي بي دم هستند. آدميان به خاطر توانايي يادگيري فوق العاده ، هوشمندي ، قدرت تفكر ، داشتن بدن راست موقع حركت ، پيشاني راست ، قابليت سخن گويي ، داشتن مخ بزرگ و بسيار چين خورده از ديگر پستانداران متمايز هستند. تصاویری از لمور در زير آورده شده است: |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 4 بعد از ظهر توسط علی آریادوست
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در یکشنبه دوم دی 1386ساعت 2 بعد از ظهر توسط علی آریادوست
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 9 بعد از ظهر توسط علی آریادوست
|
|
||
|
|
|
|
|
( متن انگلیسی راجع به باکتری تیو مارگاریتا نامیبین سیس )
news.bbc.co.uk/1/ ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 9 بعد از ظهر توسط علی آریادوست
|
|
||
|
|
|
|
|
تفنگ ژني و كاربرد آن
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 8 قبل از ظهر توسط علی آریادوست
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 7 قبل از ظهر توسط علی آریادوست
|
|
||
|
|
|
|
|
ارنست مایر در سن 100 سالگی درگذشت به عنوان یک پرنده شناس , پرندگان بسیاری را طبقه بندی نمود اما وی رابه خاطر فرمول بندی مفهومی می شناسیم که امروزه در مطالعه گونه ها مورد استفاده تمام زیست شناسان و دانشجویان می باشد. مایر اولین کسی بود که گونه را به عنوان گروهی از افراد تعریف نمود که قادر به زادآوری با یکدیگر باشند, مشروط برآنکه نسبت به افراد سایر گونه ها دارای جدایی تولید مثلی باشند. این تعریف نوین از گونه باعث شکل گیری این ایده شد که دو گونه جدید در صورتیکه یک گونه به دوجمعیت مجزا تقسیم شود , می توانند ایجاد گردند. در این حالت تجمع تغییرات تدریجی در هریک از جمعیت های جدا شده می تواند در نهایت منجر به استقرار مکانیسم های جدایی تولید مثلی و ایجاد گونه های جدید گردد. در واقع این ایده پاسخی بود به مسایلی که داروین در ارتباط با تحول موجودات زنده مطرح کرده بود. ارنست در 5 جولای 1904 میلادی در باواریای آلمان متولد شد. مایر جوان مجذوب حیات وحش بود , وی در طی 16 ماه موفق به کسب در جه PhD شد پس از آن در 1926 در موزه برلین مشغول به کار شد و از آن به بعد مطالعات خود را در گینه نو آغاز نمود. دوره بعدی زندگی مایر در ایالات متحده سپری شد, ابتدا در موزه تاریخ طبیعی آمریکا در نیویورک و از 1953 در دانشگاه هاروارد در ماساچوست مشغول به کار شد. در 1961 به ریاست موزه جانورشناسی مقایسه ای دانشگاه هاروارد منصوب شد. والتر بوک که یکی از دانشجویان قدیمی مایر می باشد و اکنون به عنوان یک زیست شناس فرگشتی در دانشگاه کلمبیا – نیویورک مشغول به کار می باشد وی را هم رتبه دوزیست شناس برجسته دیگر یعنی تئودوزیس دوبژانسکی و جرج گیلورد سیمپسون می داند. این سه نفر اشخاصی هستند که می توان آنها را به عنوان معماران نظریه ترکیبی فرگشت دانست . نقش اصلی مایر در تعریف و ارایه مفهومی کامل از گونه بوده است که در 25 جلد کتابش به خصوص اولین کتابش یعنی Systematics and the Origin of Species در سال 1942 به آن پرداخته است . از بین آثار بیشمارش می توان به آثار زیر اشاره کرد: The Growth of Biological Thought; One Long Argument: Charles Darwin and the Genesis of Modern Evolutionary Thought ; Population, Species, and Evolution; Systematics and the Origin of the Species from the Viewpoint of a Zoologist; This Is Biology; Toward a New Philosophy of Biology; Evolution and the Diversity of Life: Selected Essays, The Evolutionary Synthesis, and What Evolution Is (Science Masters Series). |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 7 قبل از ظهر توسط علی آریادوست
|
|
||